<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>آینده‌پژوهی دفاعی</title>
    <link>https://www.dfsr.ir/</link>
    <description>آینده‌پژوهی دفاعی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 22 Nov 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 22 Nov 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ارائه یک چارچوب مفهومی برای فرماندهی و کنترل یکپارچه چنددامنه‌ای با بهره‌گیری از فناوری‌های فضایی</title>
      <link>https://www.dfsr.ir/article_742555.html</link>
      <description>در محیط پیچیده جنگ‌های نوین، افزایش حجم و تنوع داده‌ها، گسترش حوزه‌های عملیاتی و ضرورت تصمیم‌گیری سریع و دقیق، موجب شده است که سامانه‌های سنتی فرماندهی و کنترل با محدودیت‌های اساسی مواجه شوند. فرماندهی و کنترل یکپارچه چنددامنه‌ای به‌عنوان رویکردی نوین با هدف ایجاد همگرایی میان حوزه‌های زمینی، دریایی، هوایی، فضایی و سایبری مطرح شده و تلاش دارد چرخه جمع‌آوری، پردازش و بهره‌برداری از اطلاعات را در قالب یک ساختار یکپارچه و شبکه‌محور بهینه‌سازی کند. در این میان، فناوری‌های فضایی قابلیت‌هایی همچون پوشش گسترده، ارتباطات پایدار، انتقال سریع داده‌ها و ارتقای آگاهی موقعیتی، نقش در افزایش کارایی سامانه‌های فرماندهی و کنترل ایفا می‌کنند و زمینه بهبود سرعت واکنش و کیفیت تصمیم‌گیری را فراهم می‌سازند. هدف این پژوهش، ارائه مدل مفهومی برای فرماندهی و کنترل یکپارچه چنددامنه‌ای با بهره‌گیری از فناوری‌های فضایی است. در این راستا، با تمرکز بر مؤلفه‌های اصلی سامانه، ارتباط میان جریان اطلاعات، زیرساخت‌های ارتباطی، آگاهی موقعیتی و فرآیندهای پشتیبانی تصمیم‌گیری تبیین شده و یک چارچوب مفهومی یکپارچه ارائه می‌شود. این مدل می‌تواند به‌عنوان مبنایی برای توسعه پژوهش‌های آتی، طراحی سامانه‌های پیشرفته فرماندهی و کنترل و ارتقای قابلیت‌های دفاعی و امنیتی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عدم قطعیت‌های کلیدی موثر بر آینده مهاجرت اتباع افغانستانی به جمهوری اسلامی ایران</title>
      <link>https://www.dfsr.ir/article_742554.html</link>
      <description>زمینه و هدف: مهاجرت اتباع افغانستانی به ایران یکی از پایدارترین و &amp;amp;rlm;اثرگذارترین جریان‌های مهاجرتی در منطقه است که تحت تأثیر &amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;متغیرهای گوناگون شکل گرفته است. استمرار این روند و تحولات آن، &amp;amp;rlm;ضرورت به‌کارگیری &amp;amp;rlm;آینده‌پژوهی را برای درک پویایی‌ها و عدم‌قطعیت‌های &amp;amp;rlm;کلیدی در مدیریت آن آشکار می‌سازد. هدف این پژوهش، &amp;amp;rlm;شناسایی &amp;amp;rlm;مهم‌ترین عدم‌قطعیت‌های اثرگذار بر آینده مدیریت مهاجرت اتباع &amp;amp;rlm;افغانستانی به ایران در افق 10 ساله است.&amp;amp;rlm;روش‌ها: این پژوهش از نوع کاربردی و تحلیلی&amp;amp;ndash;اکتشافی است و با رویکرد &amp;amp;rlm;ترکیبی انجام شده است. داده‌ها از &amp;amp;rlm;طریق مطالعات کتابخانه‌ای، پنل &amp;amp;rlm;تخصصی و مصاحبه عمیق با خبرگان حوزه‌های سیاسی، امنیتی، &amp;amp;rlm;اقتصادی و &amp;amp;rlm;اجتماعی گردآوری و با استفاده از نرم‌افزار &amp;amp;rlm;MICMAC&amp;amp;rlm; ، &amp;amp;rlm;روابط میان متغیرها تحلیل &amp;amp;rlm;شد.&amp;amp;rlm;یافته‌ها: در گام نخست، ۴۰ عامل مؤثر بر آینده مهاجرت در قالب هشت &amp;amp;rlm;شاخص اصلی شناسایی شد. &amp;amp;rlm;تحلیل ساختاری نشان داد حدود ۶۴ درصد &amp;amp;rlm;روابط میان متغیرها دارای اثرگذاری مستقیم یا بالقوه است. از میان این &amp;amp;rlm;عوامل، &amp;amp;rlm;چهار عامل شامل رویکردهای کلان ایران در قبال مهاجران، نوع &amp;amp;rlm;سیاست‌گذاری مهاجرتی، میزان شناسایی حکومت طالبان از &amp;amp;rlm;سوی جامعه &amp;amp;rlm;جهانی و میزان نظم و ثبات عمومی در افغانستان به‌عنوان عدم‌قطعیت‌های &amp;amp;rlm;کلیدی تعیین شدند.&amp;amp;rlm;نتیجه‌گیری‌ها: نتایج نشان داد که آینده مهاجرت اتباع افغانستانی به &amp;amp;rlm;ایران نه از اثر منفرد این عوامل، بلکه از برهم‌کنش آنها شکل می‌گیرد. &amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;هم‌زمانی بی‌ثباتی افغانستان با عدم شناسایی طالبان، رویکرد قبض‌محور و &amp;amp;rlm;سیاست‌گذاری واکنشی می‌تواند ریسک‌های &amp;amp;rlm;اجتماعی، مرزی و امنیتی را &amp;amp;rlm;تشدید کند، در حالی که رویکرد توسعه‌محور و سیاست‌گذاری &amp;amp;rlm;آینده‌نگر، حتی در شرایط &amp;amp;rlm;بی‌ثباتی می‌تواند تاب‌آوری &amp;amp;rlm;نظام مهاجرتی را افزایش دهد.&amp;amp;rlm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهبردهای حفاظت سایبری شبکه فرماندهی وکنترل ارتش جمهوری اسلامی ایران</title>
      <link>https://www.dfsr.ir/article_736468.html</link>
      <description>زمینه و هدف: ناشناخته بودن تهدیدهای سایبری آینده به‌موازات رشد سریع فناورهای نوظهور و همچنین درهم‌تنیدگی شبکه فرماندهی و کنترل با فضای سایبـری، آسیب‌‌پذیری‌های عمده&amp;amp;lrm;ای را در آینده، در محیط سایبری متصوّر نموده است، ازاین‌رو هدف این تحقیق، ارائه راهبردهای حفاظت سایبری شبکه فرماندهی و کنترل ارتش جهت جلوگیری از چنین آسیب&amp;amp;lrm;پذیرها در آینده است.روش&amp;amp;lrm;شناسی: نوع پژوهش مقاله، کاربردی و روش اجرای آن توصیفی، تحلیلی و با رویکرد آمیخته است. از نظرات تعداد ۱۳ نفر از جامعه خبرگان و برای رتبه&amp;amp;rlm; بندی متغیرها، کشف جذابیت راهبردها و وضعیت فعلی و مطلوب به تعداد ۵۹ نفر پرسش‌نامه توزیع و با استفاده از روش SWOT و تشکیل ماتریس برنامه‌ریزی استراتژیک کمّی (QSPM) راهبردهای مناسب ارائه شدند.یافته‌ها: پس از تجزیه‌وتحلیل داده‌های حاصل از محیط‌شناسی، عوامل محیط داخلی (۱۰ قوّت،۱۴ ضعف) و عوامل محیط خارجی (۶ فرصت، ۸ تهدید) شناسایی و راهبردهای متناظر، با استفاده از جدول ماتریس زوجی احصاء شدند.نتیجه‌گیری: به‌کارگیری سه راهبرد حفاظت سایبری (استفاده از زیرساخت ارتباطی مجزا و امن، تغییر رویکرد وابستگی فناورانه به استقلال، تغییر رویکرد به پیاده&amp;amp;lrm;سازی شبکه جامع یکپارچه انحصاری به‌جای تعدّد آن) می‌تواند شبکه فرماندهی و کنترل ارتش را از گزند آسیب&amp;amp;lrm;پذیری&amp;amp;rlm;‌های ناشناخته مصون نگه دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین راهبرد سناریوی تامین امنیت رویدادهای ورزشی</title>
      <link>https://www.dfsr.ir/article_735728.html</link>
      <description>هدف: هدف از این تحقیق تدوین سناریوها و راهبردهای تأمین امنیت رویدادهای ورزشی در کشور ایران است.روش‌ها: در این پژوهش، از روش‌شناسی آمیخته در سناریونویسی (ترکیب تکنیک‌های کمی &amp;amp;laquo;پرسش‌نامه‌های تحلیل آثار متقاطع&amp;amp;raquo;،&amp;amp;laquo;نرم‌افزار میگ مک&amp;amp;raquo;و&amp;amp;laquo;نرم‌افزار سناریو ویزارد&amp;amp;raquo;) در ترکیب با تکنیک‌های کیفی پنل‌های خبرگان و مصاحبه بهره‌گیری شده است.یافته‌ها: پس از مقوله‌بندی گزاره‌های کلامی، ۲۲ عدم قطعیت شناسایی گردید و سپس ۷ عدم قطعیت به‌عنوان عدم قطعیت‌های کلیدی انتخاب شدند، سه سناریو و ۶ راهبردی دست آمد. نتیجه‌گیری‌ها:راهبردهای سه سناریو عبارت‌اند: اِعمال مدیریت واحد نظام‌مند به‌منظور تأمین امنیت رویدادهای ورزشی ج.ا.ایران با محوریت بهبود عوامل اجرایی، ایجاد زیرساخت‌های انتظامی امنیتی برگزاری رویدادهای ورزشی در ج.ا.ایران به‌منظور تأمین امنیت آن‌ها با به‌کارگیری فناوری‌های نوین از طریق جایگزین شدن کاربر انسانی، همچنین تدوین قوانین و مقررات جدید برگزاری رویدادهای ورزشی از طریق اِعمال نظارت و واپایش مفید و مؤثر از سوی پلیس، بهبود نسبی هماهنگی سازمان‌های مسئول از طریق برقراری تعاملات تنگاتنگ با آن‌ها، ایجاد مرکز فرماندهی و واپایش برگزاری رویدادهای ورزشی به‌منظور تأمین امنیت این رویدادها، تحت نظارت و واپایش پلیس که تأمین‌کننده امنیت رویدادهای ورزشی جمهوری اسلامی ایران هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی سرمایه اجتماعی ارتش در شبکه‌های اجتماعی: یک مدل ترکیبی محاسباتی</title>
      <link>https://www.dfsr.ir/article_735730.html</link>
      <description>هدف: سنجش سرمایه اجتماعی نهادهای حاکمیتی در عصر دیجیتال یک چالش اساسی است. این پژوهش با هدف تحلیل بازنمایی رسانه‌ای و سنجش کمی سرمایه اجتماعی ارتش جمهوری اسلامی ایران، یک مدل نوآورانه‌ی ترکیبی-محاسباتی برای روندنگاری و تبیین پویایی‌های این مفهوم ارائه می‌کند.روش‌ها: این پژوهش با رویکرد علوم اجتماعی محاسباتی و روش ترکیبی انجام شده است. داده‌های دیجیتال انبوه مرتبط با ارتش از سه پلتفرم توییتر، اینستاگرام و تلگرام طی سال‌های ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۳ استخراج شده است. تحلیل داده‌ها با استفاده از تحلیل مضمون، تحلیل احساسات و تحلیل هیجانات (مدل پلاچیک) صورت پذیرفته. در نهایت، شاخص نهایی سرمایه اجتماعی با اعمال ضریب وزنی به هر پلتفرم محاسبه شده.یافته‌ها: شاخص نهایی سرمایه اجتماعی ارتش در این دوره 52/95%برآورد شد که جایگاهی خنثی و متمایل به مثبت را نشان می‌دهد. بااین‌حال، این شاخص نوسان شدیدی را از وضعیت بحرانی (44/08%) طی اعتراضات داخلی سال ۱۴۰۱ تا جهش به وضعیت مطلوب (64/41%) در پی تنش‌های نظامی با تهدید خارجی در سال تجربه کرد. تحلیل کیفی نشان داد این نوسان با جابجایی گفتمان از &amp;amp;laquo;مواجهه با مطالبات درونی&amp;amp;raquo; به &amp;amp;laquo;توانمندی و عملکرد نظامی&amp;amp;raquo; ارتباط دارد.نتیجه‌گیری‌ها: سرمایه اجتماعی ارتش پدیده‌ای ذاتی نیست، بلکه ماهیتی پویا و موقعیت‌مند دارد که به زمینه سیاسی، امنیتی و اجتماعی وابسته است. این سرمایه در برابر بحران‌های داخلی آسیب‌پذیر بوده و در مقابل، در شرایط تهدید خارجی ظرفیت بالایی برای ترمیم و رشد دارد که نیازمند اتخاذ راهبردهای ارتباطی آینده‌نگر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تحول مفهوم امنیت بر گذار از نظام دریایی به جامعه دریایی (با تاکید بر چشم‌انداز ایران در گذار به جامعه دریایی)</title>
      <link>https://www.dfsr.ir/article_735733.html</link>
      <description>هدف و زمینه: تحول مفهوم امنیت از رویکرد سنتی و نظامی‌محور به امنیت انسانی و چندبعدی، تأثیری عمیق بر ساختارها و راهبردهای جوامع دریایی داشته است. این پژوهش با هدف بررسی نقش این تحول در گذار از نظام سلطه‌محور بر دریاها به جامعه‌ای دریایی مبتنی بر همکاری، توسعه پایدار و امنیت جمعی انجام شده و چشم‌انداز ایران نیز در این گذار بررسی می‌شود.روش‌شناسی: پژوهش حاضر نظری-تبیینی و از نظر گردآوری داده‌ها کتابخانه‌ای و اینترنتی است. رویکرد آن توصیفی-تحلیلی بوده و با استفاده از فیش‌برداری نظام‌مند از منابع، داده‌ها گردآوری شدند. روایی تحلیل از طریق استدلال منطقی و شواهد مستند، و پایایی از طریق شفافیت در استناددهی و قابلیت ردیابی تحلیل‌ها تأمین شده است. داده‌ها پس از گردآوری، دسته‌بندی و در چارچوبی تحلیلی تفسیر و استنتاج شده‌اند.یافته‌ها: تعاریف گسترده از امنیت، همکاری را ترویج می‌کنند، در حالی که تعاریف محدود بر امنیت سنتی و رقابت میان دولت‌ها تأکید دارند. این دوگانگی، درک فرآیندها را پیچیده کرده و برنامه‌ریزی برای فضای بین‌المللی مبتنی بر همکاری را با چالش مواجه می‌سازد. عملیاتی‌سازی الگوی جامعه دریایی نیازمند درک تهدیدات کلان فراروی بشریت است. در این میان، مسائل اقتصاد دریایی و محیط زیست دریا در بلندمدت، می‌توانند زمینه‌ساز همکاری عمومی دولت‌ها برای دستیابی به این الگو باشند.نتیجه‌گیری: بازاندیشی در راهبردهای امنیت دریایی، پیش‌نیازی اساسی برای شکل‌گیری جامعه‌ای دریایی پایدار و فراگیر است. در این چارچوب، بازتعریف امنیت دریایی در ایران از طریق تلفیق ابعاد اقتصادی، زیست‌محیطی، اجتماعی و فناورانه با الزامات دفاعی، می‌تواند به ارتقای جایگاه کشور در نظم نوین دریایی و تحقق منافع ملی پایدار کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روندپژوهی دگردیسی راهبردی در اسناد امنیت ملی آمریکا (۱۹۹۱-۲۰۲۵) و پیامدهای آن بر امنیت ملی ایران در افق ۲۰۳۰: نگاشتی آینده پژوهانه</title>
      <link>https://www.dfsr.ir/article_738862.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف واکاوی دگردیسی راهبردی در اسناد امنیت ملی ایالات متحده (۱۹۹۱-۲۰۲۵) و تبیین پیامدهای آن بر امنیت ملی ایران انجام شده است. مسئله اصلی، درک چگونگی گذار واشنگتن از پارادایم &amp;amp;laquo;هژمونی مسئولانه&amp;amp;raquo; به &amp;amp;laquo;ناسیونالیسم تهاجمی&amp;amp;raquo; در این بازه زمانی است.روش‌شناسی: این پژوهش کیفی با رویکردی سه‌گانه انجام شد: ابتدا با روش &amp;amp;laquo;تحلیل مضمون&amp;amp;raquo; براون و کلارک، ۶ شاهراه دگردیسی استخراج گردید. سپس با استفاده از &amp;amp;laquo;تحلیل لایه‌ای علت‌ها&amp;amp;raquo; سهیل عنایت‌اله، لایه‌های پنهان و تغییر استعاره‌های راهبردی واکاوی شد. در نهایت، با روش &amp;amp;laquo;سناریونویسی&amp;amp;raquo; پیتر شوارتز، چهار آینده بدیل برای روابط کشور ایران و ایالات متحده ترسیم شد.یافته‌ها: نتایج نشان‌دهنده یک &amp;amp;laquo;گسست پارادایمی&amp;amp;raquo; در ذهنیت راهبردی آمریکا است. یافته‌های تحلیل لایه‌ای علت‌ها فاش کرد که استعاره &amp;amp;laquo;پلیس جهانی&amp;amp;raquo; جای خود را به &amp;amp;laquo;جراح قلعه&amp;amp;raquo; داده است که به جای مدیریت نظم، به دنبال حذف فیزیکی موانع است. سنتز سناریوها نشان داد که محتمل‌ترین وضعیت، گذار آمریکا به اقدامات &amp;amp;laquo;کینتیک&amp;amp;raquo; (مانند عملیات چکش نیمه‌شب) علیه زیرساخت‌های حیاتی ایران، مستقل از نهادهای بین‌المللی است.نتیجه‌گیری: پژوهش به این جمع‌بندی رسید که هسته سخت راهبردی آمریکا ثابت مانده، اما پوسته عملیاتی آن به سمت &amp;amp;laquo;تخریب ظرفیت‌های مادی&amp;amp;raquo; تغییر یافته است. لذا، بازتعریف دکترین بازدارندگی ایران از &amp;amp;laquo;صبر راهبردی&amp;amp;raquo; به &amp;amp;laquo;پیش‌دستی هوشمند&amp;amp;raquo; و تمرکز بر پدافند غیرعامل زیرساختی، الزامی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین چشم‌انداز دفاع فرهنگی جمهوری اسلامی ایران بر اساس بیانیه گام دوم انقلاب در افق ۱۴۳۰: ابعاد، شاخص‌ها و سناریوهای پیش‌رو</title>
      <link>https://www.dfsr.ir/article_738863.html</link>
      <description>زمینه و هدف: در فضای تحولات شتابان فرهنگی، رسانه‌ای و شناختی، صیانت از هویت فرهنگی جوامع در برابر تعارض‌های گفتمانی و الگوهای رقیب تمدنی، به مسئله‌ای مهم در حکمرانی فرهنگی تبدیل شده است. پژوهش حاضر با فرض بیانیه گام دوم انقلاب به‌مثابه سند چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۳۰، با هدف تبیین چشم‌انداز دفاع فرهنگی و شناسایی ابعاد، شاخص‌ها و سناریوهای پیش‌روی آن انجام شده است.روش‌ها: از نظر هدف، کاربردی ـ توسعه‌ای و از نظر ماهیت، کیفی است و با روش توصیفی ـ تحلیلی و رویکرد تحلیل مضمون انجام شده است. داده‌ها از طریق مطالعه کتابخانه‌ای، بررسی اسناد بالادستی، منابع نظری مرتبط و تحلیل محتوای مفهومی بیانیه گام دوم انقلاب گردآوری شده‌اند. .یافته‌ها: چشم‌انداز دفاع فرهنگی جمهوری اسلامی ایران را می‌توان در شش بُعد هویتی ـ تمدنی، معرفتی ـ اعتقادی، تربیتی ـ نسلی، رسانه‌ای ـ شناختی، اجتماعی ـ مردمی و مدیریتی ـ حکمرانی صورت‌بندی کرد. این ابعاد در پیوندی شبکه‌ای، گذار از رویکردهای منفعل و سلبی به رویکردی فعال، ایجابی، آینده‌نگر و مردم‌پایه را ممکن می‌سازند. همچنین برای هر یک از این ابعاد، شاخص‌های قابل پایش و سه سناریوی محتمل در افق ۱۴۳۰ قابل ارائه است.نتیجه‌گیری‌ها: ترجمه مفاهیم کلان بیانیه گام دوم به شاخص‌ها، سیاست‌ها و سازوکارهای اجرایی، می‌تواند مبنایی راهبردی برای بازطراحی نظام دفاع فرهنگی کشور و تقویت تاب‌آوری هویتی جامعه فراهم کند. بر این اساس، دفاع فرهنگی آینده‌نگر مستلزم حکمرانی منسجم، روایت‌سازی مؤثر و مشارکت فعال اجتماعی در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سناریوهای آینده امنیت نظامی جمهوری اسلامی ایران در پی تحولات استقلال اقلیم کردستان عراق</title>
      <link>https://www.dfsr.ir/article_735858.html</link>
      <description>زمینه و هدف: استقلال اقلیم کردستان عراق گفتمان ناسیونالیسم کردی را به سطحی سیاسی ارتقا داده و نگرانی‌هایی درباره پیامدهای امنیتی آن برای مناطق کردنشین ایران ایجاد کرده است. این پژوهش در پی تبیین سناریوهای تأثیر این تحولات بر امنیت نظامی ایران است.&#13;
روش‌شناسی: پژوهش حاضر کاربردی-توسعه‌ای با ماهیت اکتشافی-تبیینی و رویکرد آینده‌پژوهی است. در مرحله کیفی، با ۱۱ خبره شامل فرماندهان نظامی، کارشناسان امنیتی، سفرای اسبق و سرکنسول‌های ایران در اقلیم کردستان، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته انجام و داده‌ها با تحلیل مضمون کدگذاری شد. در مرحله کمی، پرسشنامه میان ۸۹ نفر از فرماندهان و کارشناسان ارشد نیروهای مسلح و کارشناسان حوزه دیپلماسی توزیع و با آمار توصیفی تحلیل گردید. روایی باCVR برابر 8/0 و پایایی با آلفای کرونباخ 957/0 تأیید شد. عدم‌قطعیت‌ها با نرم‌افزار  Scenario Wizard شناسایی و سناریوها اعتبارسنجی شدند.&#13;
یافته‌ها: پنج پیشران تقویت ناسیونالیسم نمادین کردی، الگوبرداری انگیزشی، همبستگی قومی فرامرزی، ظرفیت شبکه‌های حزبی و نقش تعدیل‌گر متغیرهای داخلی و دو عدم‌قطعیت راهبرد داخلی ایران و سطح حمایت خارجی چهار سناریوی بدیل را شکل داد: تاب‌آوری فعال امنیتی، فرسایش امنیتی تدریجی، چالش ترکیبی و بحران حاد. در اعتبارسنجی، سناریوی &amp;amp;laquo;فرسایش امنیتی تدریجی&amp;amp;raquo; با ۶۴٪ اجماع خبرگان محتمل‌ترین آینده تعیین شد.&#13;
نتیجه‌گیری: تأثیر استقلال اقلیم کردستان عراق بر امنیت نظامی ایران فرایندی مشروط، چندلایه و غیرخطی است که از تعامل پیشران‌های هویتی با راهبرد داخلی و مداخله خارجی تأثیر می‌پذیرد. سناریوی محتمل فرسایش تدریجی، هشداری راهبردی در خصوص افزایش هزینه‌های امنیتی و تشدید ناامنی‌های کم‌شدت است. برون‌رفت از این سناریو نیازمند گذار از راهبرد صرفاً امنیت‌محور به رویکرد همگراساز-توسعه‌محور است</description>
    </item>
    <item>
      <title>هوش مصنوعی و انسان در سامانه فرماندهی و کنترل آینده؛ مبتنی بر مدل تلفیق داده ترکیبی JDL-CECA</title>
      <link>https://www.dfsr.ir/article_736583.html</link>
      <description>زمینه و هدف: در محیط‌ پیچیده پدافند هوایی، ارتقای سامانه‌های فرماندهی و کنترل مستلزم تعیین الگوی تعامل بهینه میان انسان و هوش مصنوعی است. مسئله اصلی پژوهش، تبیین آینده‌پژوهانه ظرفیت‌ هوش مصنوعی در راستای بهبود عملکرد سامانه‌های فرماندهی و کنترل و تلفیق داده رادارهای پدافند هوایی در فرایند اکتشاف و سطوح سنجش وضعیت، ارزیابی تهدید و اقدام (سطوح انطباق) ذیل مدل تلفیق داده JDL&amp;amp;ndash;CECA است. روش‌ها: این مطالعه با رویکرد آمیخته انجام گرفت. در فاز کیفی، از روش تحلیل محتوای جهت‌دار با مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با 9 نفر از خبرگان استفاده شد. در فاز کمی، پرسش‌نامه‌ای مبتنی بر یافته‌های کیفی، میان جامعه نمونه 84 نفره پژوهش، توزیع و با استفاده از آمار توصیفی و آزمون فریدمن تحلیل گردید.یافته‌ها: از دیدگاه جامعه نمونه پژوهش، جهت بهبود تلفیق اطلاعات راداری و ارتقای عملکرد سامانه‌های فرماندهی و کنترل پدافند هوایی در گام اول باید در راستای هوشمندسازی پردازش رادارها اقدام و در ادامه پس از هوشمندسازی فرایند تلفیق داده‌ در سطوح انطباق، بایستی قابلیت‌های تعاملی-نظارتی انسان و سامانه هوشمند توسعه یابد.نتیجه‌گیری: هوش مصنوعی در فرایند اکتشاف اهداف و پردازش داده‌، نقش تقویت‌کننده دارد، در حالی که در سطوح انطباق، بر نظارت و امکان مداخله سریع انسان خبره و مسئولیت‌پذیر در تصمیم‌گیری، بیشتر تأکید می‌شود. البته باید توجه داشت که این روند، بازتاب‌دهنده ادراک خبرگان و جامعه نمونه پژوهش، نسبت به اولویت‌های توسعه شبکه فرماندهی و کنترل پدافند هوایی است و لزوماً نشان‌دهنده روابط علّی، وابستگی فنی یا توالی اجرایی قطعی در مسیر پیاده‌سازی مدل تلفیق داده معرفی‌شده نیست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده‌پژوهی توسعه فناوری‌های دفاعی در دانشگاه فرماندهی و ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر تحلیل بیانات آیت‌الله شهید خامنه‌ای</title>
      <link>https://www.dfsr.ir/article_736585.html</link>
      <description>زمینه و هدف: تحولات سریع فناوری و پیچیدگی روزافزون تهدیدات آینده، ضرورت بهره‌گیری از رویکردهای آینده‌پژوهانه در حکمرانی دفاعی را افزایش داده است. آیت‌الله شهید خامنه‌ای در بیانات خود به‌ویژه در دیدار با مسئولین دفاعی و نخبگان دانشگاهی، همواره بر توسعه همه‌جانبه فناوری و استفاده از آن به‌عنوان پیشران اقتدار ملی تأکید داشته‌اند. این پژوهش باهدف تبیین مسیرهای توسعه فناوری‌های دفاعی در دانشگاه فرماندهی و ستاد آجا با اعتناء به تحلیل نظام‌مند بیانات ایشان و تفسیر آینده‌پژوهانه آن‌ها انجام شده است.&#13;
روش‌ها: رویکرد پژوهش کیفی و از نظر هدف، کاربردی است که با روش تحلیل محتوای جهت‌دار با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA انجام شده است. ابتدا مقوله‌های اصلی از تحلیل بیانات استخراج شد. سپس فرآیند مصاحبه با 22 پژوهشگر به منظور تفسیر نهادی، بومی‌سازی مفاهیم و بررسی امکان تحقق آن‌ها در بستر دانشگاه صورت گرفت.&#13;
یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد جهت‌گیری توسعه فناوری دفاعی بر سه رکن کلیدی استوار است: توسعه همه‌جانبه فناوری در کشور، تعامل مؤثر دانشگاه با صنعت دفاعی و شرکت‌های دانش‌بنیان و تعریف فناوری به‌عنوان پیشران پیشرفت و اقتدار ملی. همچنین سه سناریوی &amp;amp;laquo;پیشتازی فناورانه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;پیشرفت تدریجی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;گسست فناورانه&amp;amp;raquo; به‌عنوان آینده‌های محتمل توسعه فناورانه دافوس آجا ترسیم شد.&#13;
نتیجه‌گیری‌ها: تحلیل بیانات آیت‌الله شهید خامنه‌ای نشان می‌دهد توسعه فناوری دفاعی در منظومه فکری ایشان دارای جهت‌گیری آینده‌محور و اقتدارآفرین است. تحقق این جهت‌گیری در دافوس آجا نیازمند ترکیبی از بینش آینده‌نگر، نهادسازی فناورانه و برنامه‌ریزی مأموریت‌محور است. این سه مؤلفه می‌توانند چارچوبی عملی برای تقویت نقش این دانشگاه در توسعه فناوری‌های دفاعی فراهم سازند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هیدروهژمونی ترکیه و آینده امنیت زیست‌محیطی ایران و منطقه: رهیافت تبیینی&amp;ndash;ساختاری به پروژه گاپ و پیامدهای دفاعی</title>
      <link>https://www.dfsr.ir/article_736669.html</link>
      <description>زمینه و هدف: آب‌های فرامرزی در غرب آسیا طی دهه‌های اخیر از یک مسئله صرفاً محیط‌زیستی به متغیری اثرگذار در معادلات امنیتی و دفاعی منطقه تبدیل‌شده‌اند. پروژه آناتولی جنوب شرقی (گاپ) ترکیه با ایجاد عدم تقارن ساختاری در کنترل منابع آب دجله و فرات، پیامدهای زیست‌محیطی و انسانی گسترده‌ای برای کشورهای پایین‌دست، به‌ویژه ایران، به همراه داشته است. این پژوهش با تمرکز بر ایران، سازوکارهای هیدروهژمونی ترکیه و آثار آن بر امنیت زیست‌محیطی&amp;amp;ndash;دفاعی منطقه را تبیین می‌کند.&#13;
روش&amp;amp;shy;: پژوهش با رویکرد کیفی و مبتنی بر آینده‌پژوهی تبیینی&amp;amp;ndash;ساختاری انجام شده است. داده‌ها از طریق تحلیل محتوای نظام‌مند اسناد سیاستی آب ترکیه، اسناد حقوق بین‌الملل آب و محیط‌زیست، گزارش‌های نهادهای منطقه‌ای و بین‌المللی و مطالعات علمی مرتبط گردآوری و تحلیل شده‌اند.&#13;
یافته &amp;amp;shy;ها: یافته‌ها نشان می‌دهد هیدروهژمونی ترکیه از طریق کنترل زیرساختی جریان آب، خلأهای نهادی و انتقال نامتقارن هزینه‌های زیست‌محیطی بازتولید می‌شود. پیامدهای این ساختار در قالب تخریب تالاب‌ها، بیابان‌زایی، تشدید ریزگردها و کاهش کیفیت آب، به‌صورت فرامرزی به ایران منتقل شده و در قالب ریسک‌های دفاعی نرم بروز می‌یابد.&#13;
نتیجه &amp;amp;shy;گیری&amp;amp;shy;: نتایج نشان می‌دهد آینده امنیت زیست‌محیطی&amp;amp;ndash;دفاعی ایران به نحوه مداخله هدفمند در ساختارهای هیدروهژمونیک وابسته است. تقویت دیپلماسی آب، همکاری‌های منطقه‌ای و ارتقای تاب‌آوری سرزمینی می‌تواند نقش مؤثری در کاهش آسیب‌پذیری‌های امنیتی ناشی از بحران آب ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سناریوهای عمق راهبردی جمهوری اسلامی ایران در محور مقاومت در پرتو تحولات سوریه پسا اسد</title>
      <link>https://www.dfsr.ir/article_737457.html</link>
      <description>زمینه و هدف: تحولات سیاسی و امنیتی اخیر سوریه، به‌ویژه سقوط حکومت بشار اسد و قدرت‌یابی گروه تحریرالشام، موجب دگرگونی اساسی در موقعیت ژئوپلیتیکی سوریه و عمق راهبردی جمهوری اسلامی ایران در محور مقاومت شده است. سوریه که پیش‌تر نقش کانونی در راهبرد منطقه‌ای ایران داشت، در شرایط جدید با افزایش نقش‌آفرینی جریان‌های سلفی تکفیری و مداخله بازیگران معارض منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مواجه است. هدف این پژوهش، تحلیل آینده‌پژوهانه پیامدهای این تحولات و ترسیم سناریوهای محتمل پیش‌روی عمق راهبردی ایران است.&#13;
روش: این پژوهش از نظر ماهیت، کیفی و از حیث هدف، کاربردی - آینده‌پژوهانه است. داده‌ها با استفاده از مطالعات اسنادی و انجام مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۸ نفر از خبرگان حوزه ژئوپلیتیک، روابط بین‌الملل و دفاعی گردآوری شده است. تحلیل داده‌ها بر اساس روش سناریونویسی و با تمرکز بر شناسایی پیشران‌های کلیدی، عدم‌قطعیت‌های بحرانی و ترسیم سناریوهای بدیل انجام شده است.&#13;
یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد چهار سناریوی اصلی برای آینده عمق راهبردی جمهوری اسلامی ایران قابل تصور است: تثبیت راهبردی، رقابت راهبردی فعال، افول تدریجی نفوذ و سکون راهبردی. پیامدهای هر سناریو در ابعاد امنیتی، اقتصادی و گفتمانی متفاوت است. نقش ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی در نظم پسااسد، همراه با توان ایران در بازتعریف دکترین منطقه‌ای، به‌عنوان متغیرهای کلیدی آینده شناسایی شدند.&#13;
نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد تداوم نقش‌آفرینی مؤثر ایران در شرایط پسااسد مستلزم اقدام هم‌زمان در سطوح راهبردی، عملیاتی و گفتمانی است. رویکرد آینده‌نگر و منعطف می‌تواند زمینه تحقق سناریوی مطلوب تثبیت راهبردی و پیشگیری از سناریوهای نامطلوب افول و سکون را فراهم سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه یک چارچوب مفهومی بومی برای توسعه دریامحور جمهوری اسلامی ایران (با تأکید بر نظریه ابتدایی دریادار خانزادی)</title>
      <link>https://www.dfsr.ir/article_738004.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش، انتخاب نظریه مناسب برای توسعه دریامحور کشور است.&#13;
 روش: این تحقیق از نوع کاربردی ـ توسعه‌ای است که با روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی و روش تحلیل محتوا کیفی و مقایسه نظریه‌های کلاسیک قدرت دریایی (ماهان، کوربت، پانیکار، لیست و هیرشمن) با نظریه ابتدایی توسعه دریامحور دریایی دریادار خانزادی انجام و در نهایت با اعتبار سنجی چارچوب نظری پیشنهادی با سیاست‌های کلی ابلاغی و با معیارهای متداول نظریه به انجام رسیده است.&#13;
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نظریه ابتدایی دریایی خانزادی با ترکیب عناصر ژئوپلیتیکی، اقتصادی و فرهنگی، توسعه دریامحور را نه صرفاً به‌عنوان ابزاری چندبعدی، بلکه به‌عنوان یک الگوی راهبردی برای هویت‌سازی، تولید ثروت و بازآفرینی تمدن ایرانی کاربرد دارد. بر اساس این نظریه، قدرت دریایی زمانی تحقق می‌یابد که &amp;amp;laquo;تمدن دریایی&amp;amp;raquo; شکل گیرد و چرخه‌های صنعتی، فناورانه و اجتماعی در نواحی ساحلی، به‌ویژه در سواحل مکران، فعال شوند. این نظریه به‌ویژه بر تعامل سازنده با سازه‌های قدرت جهانی و منطقه‌ای تأکید دارد تا ایران بتواند در نظم نوین جهانی جایگاهی فعال و تأثیرگذار بیابد.&#13;
نتیجه‌گیری&amp;amp;rlm;ها:  نتایج نشان می‌دهد نظریه خانزادی در مقایسه با نظریه‌های کلاسیک، جامع‌ترین پوشش را برای بستر جغرافیایی ایران ارائه می‌دهد و پتانسیل بالایی برای تبدیل به چارچوبی پذیرفته‌شده دارد. این نظریه با مدل تمدن دریایی، نگاه کشور را از امنیتی به رویکردی تمدنی، اقتصادی و فناورانه تغییر می‌دهد. پژوهش حاضر ادعای قطعیت نداشته و یافته‌ها به‌عنوان چارچوبی پیشنهادی ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ایران و نظام‌های موازنه هوشمند: سناریوهای جدید بازدارندگی شبکه‌ای در مواجهه با ائتلاف‌های نوین منطقه‌ای</title>
      <link>https://www.dfsr.ir/article_738873.html</link>
      <description>زمینه و هدف: تحول محیط امنیتی آسیای جنوب غربی و شکل‌گیری ائتلاف‌های نوین منطقه‌ای موجب شده است که بازدارندگی از الگوی کلاسیک نظامی فاصله گرفته و به سمت ساختارهای شبکه‌ای، ترکیبی و میان‌دامنه‌ای حرکت کند. در این چارچوب، جمهوری اسلامی ایران نیز به‌تدریج به سمت نوعی &amp;amp;laquo;بازدارندگی شبکه‌ای&amp;amp;raquo; مبتنی بر ظرفیت‌های سایبری، پهپادی، اطلاعاتی، ژئواکونومیک و عمق منطقه‌ای حرکت کرده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل سناریوهای آینده موازنه هوشمند ایران در مواجهه با ائتلاف‌های نوین منطقه‌ای انجام شده است.&#13;
روش‌: پژوهش با رویکردی کیفی، تطبیقی و آینده‌پژوهانه انجام شده است. داده‌ها از طریق تحلیل اسناد راهبردی، گزارش‌های امنیتی و منابع علمی گردآوری شد. برای شناسایی پیشران‌ها از تحلیل ساختاری و فن اثرات متقابل، برای سنجش ظرفیت بازدارندگی از شاخص‌سازی تطبیقی و برای ترسیم سناریوها از منطق عدم‌قطعیت‌های بحرانی و تحلیل حساسیت استفاده شد.&#13;
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که &amp;amp;laquo;موازنه هوشمند پایدار&amp;amp;raquo;، مبتنی بر بازدارندگی شبکه‌ای، قابلیت‌های میان‌دامنه‌ای و تاب‌آوری راهبردی، مطلوب‌ترین سناریو برای ایران در مواجهه با ائتلاف‌های نوین منطقه‌ای است.&#13;
نتیجه‌گیری‌: تهدید اصلی هایپرسونیک‌ها نه در قدرت تخریب، بلکه در اختلال فرآیند تصمیم‌گیری و ادراک نهفته است. برای مدیریت ریسک تشدید ناخواسته، بازتعریف مفهوم ثبات راهبردی، حفظ &amp;amp;laquo;انسان در حلقه تصمیم&amp;amp;raquo;، توسعه رژیم‌های شفافیت و دیپلماسی پیشگیرانه ضروری است.&#13;
 </description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده‌پژوهی ابعاد حقوقی-دفاعی جرایم سایبری و الزامات سیاستگذاری امنیت ملی ایران</title>
      <link>https://www.dfsr.ir/article_740951.html</link>
      <description>زمینه و هدف: گسترش زیرساخت‌های دیجیتال و فناوری‌های نوظهور، جرائم سایبری را به مسئله‌ای مرتبط با امنیت ملی تبدیل کرده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی سناریوهای آینده جرائم سایبری در ایران، تحلیل پیامدهای حقوقی&amp;amp;ndash;دفاعی آن‌ها و استخراج الزامات سیاست‌گذاری امنیت ملی انجام شد.&#13;
روش&amp;amp;shy;: پژوهش با رویکرد آینده‌پژوهی و روش توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی انجام شد. داده‌های حاصل از اسناد حقوقی، گزارش‌های تخصصی، مطالعات علمی و اسناد راهبردی با تحلیل محتوای کیفی بررسی شدند. پس از استخراج متغیرها، روابط آن‌ها با تحلیل تأثیر متقابل ارزیابی و دو عدم‌قطعیت بحرانی &amp;amp;laquo;شدت و پیچیدگی تهدیدات سایبری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;بلوغ حکمرانی و سیاست‌گذاری امنیت ملی&amp;amp;raquo; مبنای تدوین چهار سناریو قرار گرفتند. وزن‌دهی و ارزیابی سناریوها با AHP و مشارکت ۱۲ متخصص حوزه‌های حقوقی، امنیت سایبری، دفاع سایبری، آینده‌پژوهی و سیاست‌گذاری امنیت ملی که با نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند، انجام شد.&#13;
یافته‌&amp;amp;shy;ها: پنج معیار نهایی شامل شدت و پیچیدگی تهدیدات، ظرفیت حقوقی و تقنینی، توانمندی دفاع سایبری، تاب‌آوری امنیت ملی و بلوغ حکمرانی سایبری با وزن‌های 0.28، 0.12، 0.24، 0.16 و 0.20 شناسایی شدند. بر اساس امتیاز نهایی AHP، سناریوی &amp;amp;laquo;دفاع قوی در برابر تهدید شدید&amp;amp;raquo; با امتیاز 4.72 بالاترین رتبه را کسب کرد.&#13;
نتیجه&amp;amp;shy;‌گیری&amp;amp;shy;: کاهش ریسک‌های آینده مستلزم تقویت هم‌زمان حکمرانی، توان دفاعی، ظرفیت حقوقی و تاب‌آوری ملی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگوی تهدیدات شناختیِ فناوری‌محوردر محیط امنیتی کشور جمهوری اسلامی ایران</title>
      <link>https://www.dfsr.ir/article_740952.html</link>
      <description>زمینه و هدف: تحولات شتابان در فناوری‌های نوظهور، به‌ویژه هوش مصنوعی، کلان‌داده، سامانه‌های خودمختار و بسترهای شناخت‌افزا، عرصه شناختی را به یکی از مهم‌ترین میدان‌های اصلی رقابت و تهدید در محیط امنیتی کشور ج.ا.ا. تبدیل کرده است. با وجود گسترش این فناوری‌ها، چارچوبی جامع برای تبیین تهدیدات شناختیِ فناوری‌محور وجود ندارد. ازاین‌رو، هدف این پژوهش ارائه الگوی و تبیینِ ابعاد، مقوله‌ها و مضامین اصلی تهدیدات شناختیِ فناوری‌محور است.&#13;
روش‌ها: این پژوهش با رویکرد کیفی اکتشافی و مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد انجام شد. جامعه آماری شامل خبرگان علمی و اجرایی حوزه امنیت شناختی و فناوری‌های نوظهور بود که از میان آن‌ها ۲۶ نفر با روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق و بررسی ۲۴ سند تخصصی بود. داده‌ها با بهره‌گیری از فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی بر اساس الگوی پارادایمی اشتراوس و کوربین تجزیه و تحلیل شدند.&#13;
یافته‌ها: تحلیل داده‌ها به شناسایی ۶ بُعد اصلی در قالب الگوی پارادایمی (شرایط علی، پدیده محوری، ویژگی‌های بستر، شرایط مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها)، ۲۰ مقوله و ۸۰ مضمون منجر شد که در مجموع، ساختار مفهومی تهدیدات شناختیِ فناوری‌محور را تبیین می‌کنند. ابعاد استخراج‌شده، این پدیده را از منظر منشأهای شکل‌گیری، سازوکارهای اثرگذاری، پیامدها و الزامات مواجهه با آن توضیح می‌دهند.&#13;
نتیجه‌گیری‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد؛ تهدیدات شناختیِ فناوری‌محور، به‌عنوان پدیده‌ای نوظهور و چندبعدی، مستلزم توسعه چارچوب‌های مفهومی، مدل‌های تحلیلی و ابزارهای سنجش معتبر است. الگوی ارائه‌شده مبنایی برای سیاست‌گذاری، پایش، ارزیابی و طراحی راهبردهای پیشگیرانه و مقابله‌ای در حوزه امنیت شناختی و حکمرانی فناوری‌های نوظهور باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل سوگیری‌های شناختی فرماندهان نظامی در افق جنگ‌های آینده</title>
      <link>https://www.dfsr.ir/article_742113.html</link>
      <description>هدف : نبردهای آینده با نفوذ هوش مصنوعی و سامانه‌های خودران، بار شناختی بی‌سابقه‌ای بر فرماندهان تحمیل می‌کنند. این پژوهش با هدف تبیین و رتبه‌بندی الگوی سوگیری‌های شناختی فرماندهان در مواجهه با عدم‌قطعیت‌های افق ۲۰ ساله جنگ‌های نوین انجام شده است.&#13;
روش شناسی: این مطالعه کیفی با روش فراترکیب انجام شد. پس از غربالگری نظام‌مند بر اساس شاخص CASP، تعداد ۳۳ منبع معتبر انتخاب و داده‌ها با استفاده از کدگذاری سه‌مرحله‌ای در نرم‌افزار MAXQDA تحلیل شدند.&#13;
یافته‌ها: یافته‌ها نشان دادند که سوگیری‌های تأییدی، دسترس‌پذیری و لنگرانداختن، فراگیرترین سوگیری‌های شناختی هستند. همچنین، سوگیری خودکارسازی به‌عنوان چالشی بحرانی در تعامل با سامانه‌های هوشمند آینده شناسایی شد که می‌تواند به خطاهای راهبردی منجر شود.&#13;
نتیجه گیری: برای صیانت از تصمیم ها در افق 20 ساله، نیروهای مسلح بایدبا گذار از حذف خطا به سوی نظام‌های تصمیم‌گیری مقاوم در برابر خطا، گذار کرده و آمادگی شناختی را در برابر تهدیدات نوظهور جنگ شناختی تقویت کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دکترین و هم‌افزایی عملیاتی، پیشران‌های تحقق انقلاب در امور نظامی در نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران</title>
      <link>https://www.dfsr.ir/article_742115.html</link>
      <description>زمینه و هدف: تحول در قدرت هوایی در جنگ‌های نوین، صرفاً با نوسازی تجهیزات و افزایش سامانه‌های رزمی محقق نمی‌شود، بلکه نیازمند بازآرایی هم‌زمان دکترین، چرخه تصمیم‌گیری، برتری شناختی و هم‌افزایی عملیاتی است. هدف این پژوهش، طراحی و اعتبارسنجی الگویی برای تبیین نقش دکترین و هم‌افزایی عملیاتی به‌عنوان پیشران تحقق انقلاب در امور نظامی در نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران است.&#13;
روش‌ها: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی - توسعه‌ای و از نظر رویکرد، آمیخته اکتشافی متوالی است. در بخش کیفی، تحلیل محتوای کیفی استقرایی با کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرم‌افزار اطلس‌تی‌آی انجام شد و ۲۸ عامل در قالب سه مقوله اصلی استخراج گردید. در بخش کمی، داده‌های حاصل از ۲۰۰ پرسش‌نامه تکمیل‌شده توسط فرماندهان ارشد و اعضای هیئت‌علمی مرتبط، با مدل‌یابی معادلات ساختاری و نرم‌افزار اسمارت‌پی‌ال‌اس تحلیل شد.&#13;
یافته‌ها: سه مقوله &amp;amp;laquo;تحول مفهومی دکترین عملیات هوایی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;چرخه تصمیم، ابتکار عمل و برتری شناختی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;هم‌افزایی راهبردی و یکپارچگی عملیات هوایی&amp;amp;raquo; اثر مثبت و معناداری بر سازه اصلی دارند. بیشترین اثر مربوط به هم‌افزایی راهبردی و یکپارچگی عملیات هوایی بود. مدل پژوهش ۷۹ درصد از واریانس سازه دکترین و هم‌افزایی عملیاتی را تبیین کرد.&#13;
نتیجه‌گیری‌ها: تحقق انقلاب در امور نظامی در نهاجا مستلزم گذار از سامانه محوری به تأثیر محوری، از واکنش محوری به ابتکار محوری و از عملیات منفرد به هم‌افزایی راهبردی و یکپارچگی عملیاتی است؛ بنابراین، دکترین و هم‌افزایی عملیاتی، پیشران اصلی انقلاب در امور نظامی در نهاجا محسوب می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی ساختاری قدرت نیروی دریایی آب‌های آبی</title>
      <link>https://www.dfsr.ir/article_742197.html</link>
      <description>زمینه و هدف: الگوی ساختاری، نوعی مدل مفهومی است که با هدف کاهش ابهام در تعریف مجموعه مورد مطالعه و افزایش درک دامنه و جزئیات آن شکل می‌گیرد. در نوعی رتبه‌بندی سه سطحی، نیروهای دریایی در سه رتبة نیروی دریایی آب‌های آبی، سبز و قهوه‌ای تعریف، تفکیک و متمایز می‌گردند. هدف این پژوهش ارائه الگوی ساختاری نیروی دریایی آب‌های آبی است.روش‌ها: این مقالة کاربردی به روش&amp;amp;laquo;توصیفی- تحلیلی&amp;amp;raquo; تدوین و با رویکرد آمیخته تحلیل شده است. داده‌های این تحقیق به دو روش کتابخانه‌ای و میدانی جمع‌آوری و با کمک 15 نفر از خبرگان و 150 نفر از کارشناسان عالی‌رتبه تحلیل گردید. تحلیل کیفی داده‌ها به روش تحلیل محتوا و تحلیل ساختاری با نرم‌افزار &amp;amp;laquo;اسمارت پی.ال.اس&amp;amp;raquo; انجام شده است.یافته‌ها: مسیر تحلیلیِ مبتنی بر نقش‌ها، اهداف و وظایف؛ منتج به طراحی و تدوین الگوی ساختاری قدرت نیروی دریایی آب‌های آبی، با 4 قابلیت ایفای نقش(ابعاد)؛ 10توانایی تحقق اهداف(مولفه‌ها) و 144 توانمندیِ اجرای وظایف(شاخص‌ها) گردید. نتیجه‌گیری‌ها: در الگوی ساختاری قدرت نیروی دریایی آب‌های آبی، &amp;amp;laquo;نقش نظامی&amp;amp;raquo; با ضریب تعیین 96% و ضریب وزنی 31% در جایگاه اول اهمیت، &amp;amp;laquo;نقش پلیسی&amp;amp;raquo; با ضریب تعیین 83% و ضریب وزنی 27% در جایگاه دوم؛ &amp;amp;laquo;نقش بشردوستانه&amp;amp;raquo; با ضریب تعیین70% و ضریب وزنی 23% در جایگاه سوم و &amp;amp;laquo;نقش دیپلماسی&amp;amp;raquo; با ضریب تعیین 59% و ضریب وزنی 19% در جایگاه چهارم اهمیت قرار دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی ذهن‌آگاهی مبتنی بر کاهش استرس بر کارکردهای اجرایی خلبانان: دلالت‌های آینده‌نگرانه برای آمادگی شناختی در هوانوردی نظامی</title>
      <link>https://www.dfsr.ir/article_741573.html</link>
      <description>زمینه و هدف: افزایش خودکارسازی، حجم اطلاعات و پیچیدگی تعامل انسان و ماشین در هوانوردی نظامی آینده، اهمیت آمادگی شناختی و کارکردهای اجرایی خلبانان را افزایش داده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی ذهن‌آگاهی مبتنی بر کاهش استرس بر کارکردهای اجرایی خلبانان و بررسی دلالت‌های آن برای آمادگی شناختی در هوانوردی نظامی انجام شد.روش‌ها: این پژوهش شبه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون و گروه کنترل انجام شد. جامعه پژوهش شامل خلبانان دانشگاه علوم و فنون هوایی شهید ستاری در سال 1403 بود که 30 نفر از آنان به روش نمونه‌گیری تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه 60 دقیقه‌ای آموزش ذهن‌آگاهی مبتنی بر کاهش استرس دریافت کرد. کارکردهای اجرایی با آزمون‌های حافظه کاری، استروپ، برو/نرو، زمان واکنش و دسته‌بندی کارت‌های ویسکانسین ارزیابی شد. داده‌ها با آزمون خی‌دو، تی مستقل و تحلیل کوواریانس چندمتغیری در SPSS تحلیل شدند.یافته‌ها: آموزش ذهن‌آگاهی مبتنی بر کاهش استرس در مقایسه با گروه کنترل موجب بهبود معنادار حافظه کاری، توجه، بازداری پاسخ، زمان واکنش و انعطاف‌پذیری شناختی خلبانان شد. نتیجه‌گیری: ذهن‌آگاهی مبتنی بر کاهش استرس می‌تواند در کوتاه‌مدت برخی مؤلفه‌های کارکردهای اجرایی را در خلبانان بهبود دهد و به‌عنوان مداخله‌ای مکمل در ارتقای آمادگی شناختی مورد توجه قرار گیرد. بااین‌حال، تعمیم این یافته‌ها به آمادگی رزمی و عملکرد عملیاتی واقعی، مستلزم مطالعات طولی، میدانی و شبیه‌سازمحور است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
